هاشمی:القای جنگ قدرت جفابه نظام است

علی اکبر هاشمی رفسنجانی
خبرگزاری مهر: آیت الله هاشمی رفسنجانی روز یکشنبه در دیدار جمعی از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران با ایشان با تبریک اعیاد مقدس شعبانیه، نخبگان و استادان دانشگاهی و مراکز علمی و خانواده های آنان را از جمله دلسوزان و عاشقان واقعی و با بصیرت انقلاب و نظام اسلامی و تاثیرگذار در جامعه توصیف کرد و گفت: توجه به دغدغه ها و دیدگاههای ارشادی و انتقادی و شنیدن حرفهای این قشر می تواند برای پیشبرد اهداف انقلاب و رفع مشکلات و تنگناهای جامعه مفید باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابراز تاسف از فراهم شدن بهانه برای دشمنان خارجی انقلاب و سم پاشی رسانه های وابسته به آنان در مورد زیر سئوال بردن دستاوردهای انقلاب اسلامی و مدیریت کشور گفت: اشتباه یک حزب، فرد، گروه و جریان قابل جبران است ولی اگر انقلاب و نظام خدای ناکرده زیر سئوال برود اصلاح آن مشکل خواهد بود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با توجه به سابقه پنجاه ساله دوستی خود با رهبری معظم انقلاب و شناخت کامل از ایشان در مقاطع مختلف مبارزه، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی گفت: ایشان شخصیتی نواندیش و پیشرو در مسائل مختلف هستند و تبلیغ رسانه های خارجی مبنی بر القای جنگ قدرت در سطوح بالای نظام، انصافا ظلمی بزرگ و ناحق در مورد انقلاب اسلامی است و آنچه که این روزها مورد اختلاف است مربوط به انتخابات و عوارض آن است که اگر این اختلافات حل شود نزاع موجود تمام خواهد شد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با توجه به جهان بینی، ایدئولوژی، فلسفه و احکام و اصول مترقی و پیشرفته مکتب اسلام گفت: با شناختی که از محتوی غنی اسلام داریم این مکتب پیشتاز مردمی کردن حکومت بوده است و اسلام برای هر دوره و عصری برنامه عملی و اجرایی متقن و خاص دارد.
رئیس مجلس خبرگان با استناد به قرآن کریم و سیره عملی پیغمبر(ص) و حضرت علی(ع) در مواجهه با منتقدین و شنیدن حرفهای حق دیگران گفت: یکی از افتخارات مکتب اسلام و قرآن انتقادپذیری و پایبندی به اصول قانونی است که باید در نظام اسلامی این امر مهم نهادینه شود.
وی به افزایش سطح آگاهی و دانش جامعه بویژه قشر عظیم تحصیلکرده دانشگاهی به خصوص خانمها اشاره کرد و افزود: آگاهی کم سابقه ای که در مردم ایران اتفاق افتاده ایجاب می کند سطح مدیریتهای جامعه نیز متناسب با این آگاهی و قانع کننده باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حقیقت طلبی و ظلم ستیزی را منطبق بر فطرت انسان و سازگار با عمق و ریشه اسلام ذکر کرد و گفت: باید مبلغان آگاه و صحیحی برای اسلام باشیم.
وی با توجه به شرایط مناسب و خوب جغرافیایی و طبیعی ایران گفت: با مدیریت صحیح می توانیم الگوی مناسبی از اسلام به صورت عملی به دنیا ارائه دهیم و امید داریم با حل مسائل زودگذر از مرحله کنونی به خوبی عبور کنیم. امید من به رهبری است که با توجه به افکار و تجربه خودشان برای حل مشکلات جاری اقدام کنند و نظر خود من برای حل کوتاه مدت همان پیشنهاداتی است که در نماز جمعه مطرح کردم. اینجانب بارها از زبان رهبری معظم شنیده ام که فرمودند: اینها که به آسانی مردم را به زندان می برند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشیده بودند چنین نمی کردند.
در این دیدار پیش از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی 5 نفر از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران به نمایندگی از استادان حاضر در جلسه به ارائه دیدگاهها و نظرات خود در مورد مسائل روز جامعه پرداختند.
مراسم تحليف احمدی نژاد ۱۴ مرداد برگزار مي شود
عضو هيات رييسه مجلس اعلام کرد: مراسم تحليف دکتر محمود احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور دولت دهم روز چهارشنبه هفته آينده (14 مرداد) برگزار مي شود.
به گزارش ايرنا، حميدرضا حاجي بابايي در گفتگويي اظهار داشت: اين مراسم بر اساس اصل 121 قانون اساسي و مواد 188 ، 189 ، 190 و 191 آيين نامه داخلي مجلس انجام مي شود و در اين مراسم رييس جمهور ، رييس قوه قضاييه و رييس مجلس شوراي اسلامي سخنراني مي کنند.
حاجي بابايي يادآور شد: از تاريخ 14 مرداد رييس جمهور دو هفته فرصت دارد کابينه خود را به مجلس معرفي کند.
عضو هيات رييسه مجلس اعلام کرد: فرصت مجلس براي دادن راي اعتماد به کابينه يک هفته است و بر اين اساس طبق برنامه به نظر مي رسد مراسم راي اعتماد به کابينه دهم حداکثر تا ششم شهريور ماه به طول بينجامد.
نامه سرگشاده خاتمي، موسوي و كروبي به مراجع تقليد

Ghalam News
به گزارش قلم نیوز، متن نامه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک مراجع عظام تقلید (ادام الله ظلهم)
سلام علیکم. همانگونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیریها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیماییهای مسالمتآمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش موج اعتراضات مردمی نسبت به تخلفات گوناگون و گستردهای که در قبل، حین و بعد از انتخابات صورت گرفت، افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد. بازداشتهای انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاهها، فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، که بدون صدور مجوزهای قانونی صورت گرفته و همراه با برخوردهای خشونتبار و استفاده از شیوههای بازجویی که یادآور دوران سیاه ستمشاهی است و بسیاری از امضاکنندگان این نامه در آن زمان خود بارها قربانی آن بودهاند، به هیچ روی زیبندة نظام و کشوری که داعیة برپایی قسط و عدل دارد نبوده و نخواهد بود و چهرة جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد.
اسفبارتر اینکه دستگاههای امنیتی مصرانه در پی اثبات فرضیههای خیالپردازانه و سراپا اشتباه خود برای معرفی فعالان بعنوان عوامل وابسته به بیگانه و محرکان انقلاب مخملی هستند و از همین رو به شیوههای غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی اعترافگیری توسل جستهاند. دستگاههای تبلیغاتی دولتی و بویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعترافهای نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد که تنها و تنها برای پاسداشت جمهوریت نظام شکل گرفت. این روزها خانوادههای نگران و بیاطلاع از وضعیت عزیزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانونی با درهای بسته روبرو میشوند. دستگاههای ابداع توطئه، اینک کار را بجایی رساندهاند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی مینمایانند و این در حالی است که بارها در بیانات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و مسئولان بلندپایة نظام اینگونه فعالیتها مورد تأیید و تشویق قرار گرفته است. براستی اعمال شکنجههای مکرر در مورد کسانی که زیر لوای اسلام زندگی میکنند با توسل به کدام اصل قانونی، شرعی و انسانی توجیهپذیر است؟ و چگونه میتوان با سکوت در قبال این همه خشونت و سبعیت، داد از رحمانی بودن نظامی سرداد که شریعت محمدی را راهنمای خویش قرار داده است؟ این روزها دریافت اخبار نگرانکننده دربارة سلامت جسمی و روانی بسیاری از بازداشتشدگان، بر دامنة نگرانیها افزوده است. اصل زیربنایی برائت و پرهیز از پیشداوری (لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن) به آسانی نادیده گرفته میشود و پایمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین عادی به رویة جاریه تبدیل شده و البته نتیجهای جز توسعة بیاعتمادی و فاصله گرفتن مردم از حاکمیت در پی نخواهد داشت. این سرگردانیها و نگرانیها بر زندگی گروه بزرگی از شهروندان ایرانی سایه افکنده و بواسطة اتخاذ شیوههای غیرقانونی و خودسری عوامل امنیتی از یک سو و عرق ملی و وفاداری به انقلاب اسلامی و عدم تمایل نسبت به استمداد از مراجع بینالمللی از سوی دیگر، شرایط بسیار دشواری را برای خانوادههای زندانیان پدید آورده است.
تنها راه برون رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرایند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، کوتاه کردن دست عوامل غیرمسئول، آزادی تمامی بازداشتشدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است. از شما مراجع عظام تقلید بعنوان مرجع و ملجأ ملت شریف ایران میخواهیم که پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوههای قانونگریزانه را به دستگاههای ذیربط خاطرنشان ساخته و آنان را نسبت به اشاعة بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی برحذر دارید. این همه، در پرتو کلام امام عدالت که «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه» عرض شد و خداوند سبحان را شاهد و گواه میگیریم که جز اصلاح امور این کشور و ملت به چیز دیگری نمیاندیشیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سید محمد خاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی ، مرتضی الویری، سید کاظم اکرمی، رحیم ابوالحسنی، مهناز آذرنیا، احمدیپور، جمشید انصاری، سید هاشم آقاجری، محسن آرمین، قربان بهزادیاننژاد، سعید بیگدلی، محمد باقریان، محسن بهشتیسرشت، بهنام بهلومی، علی باقری، حسن بیغم، علیرضا بهشتیشیرازی، محمدرضا تاجیک، محمد تقیخانی، محسن ترکاشوند، محمدعلی توفیقی، مهدی تحققی، عابد جعفری، سید محمدرضا حسینیبهشتی، سید علیرضا حسینیبهشتی، نجفقلی حبیبی، علیمحمد حاضری، سید محمود حسینی، فرهاد درویش سهتلانی، عبدالرضا رکنالدین افتخاری، محسن رهامی، محمد رحیمیان، مسعود روغنی زنجانی، علی زمانی، سعید سمنانیان، علی ساعی، محمد سلامتی، غلامرضا شاهحسینی، محمد شهرستانکی، محمود صادقی، حسین صادقی، عبدالله طوطیان، غلامرضا ظریفیان، محمدرضا ظفرقندی، علی عربمازار یزدی، علیاکبر عنایتی، حسن عظیمی، سید نورمحمد عقیلی، عباس عبدی، محمدرضا علیحسینی، فرامرز فلاحی، محمد فرهادی، حسین فروتن، ابوالفضل قدیانی، محمدکاظم کوهی، ابوالفضل کزازی، فرشاد مومنی، عباس منوچهری، محمد مقدم، علی محدث، حسین مرتضوی، حمید میرزاده، کورس نیکنیائی، عبدالله ناصری، محمدعلی نجفی، سید هاشم هدایتی، عباس یزدانفر
درخواست برگزاری مراسم یادبود شهدای حوادث اخیر درساعت 18 روز پنجشنبه در مصلای تهران

Ghalam news
قلم
- میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران دفاع مقدس و مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی برای صدور مجوز برگزاری مراسم یادبود جان باختگان حوادث اخیر در ساعت 6 بعدازظهر پنجشنبه در مصلای تهران به وزیر کشور نامه نوشتند.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، در این نامه خطاب به وزیر کشور آمده است: «بدینوسیله به اطلاع میرسانیم به مناسبت گذشت چهل روز از آغاز حوادث ناگواری که طی آن عدهای از هموطنانمان، جان خود را از دست دادند، در خواست برگزاری مراسم یادبود این عزیزان در روز پنجشنبه 8/5/88 ساعت 18 الی 30: 19 بعد ازظهر در محل مصلای بزرگ تهران را داریم.
شایان ذکر است که مراسم مذکور بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلامالله مجید انجام خواهد شد و از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند.
مهدی کروبی، میرحسین موسوی».
دلیل عزل وزرای کابینه دولت نهم چیست !؟
در حالی که تنها 8 روز به پایان دوره 4 ساله ریاست محمود احمدینژاد بر دولت نهم باقی مانده است، به نظر میرسد که او مجبور است یک بار دیگر برای کابینهاش از مجلس هشتم رأی اعتماد بگیرد! چرا که اکنون و پس از ابراز اعتماد مجلس هفتم به کابینه اولیه محمود احمدینژاد، بیش از نیمی از وزرای وی تغییر یافتهاند و مطابق اصل 136 قانون اساسی در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت نیمی از هیأت وزیران تغییر نماید باید مجدداً از مجلس شورای اسلامی برای هیأت وزیران تقاضای رأی اعتماد کند. به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، بعد از ظهر روز یکشنبه، 4 مردادماه 88، در حالی خبر برکناری محمدحسین صفار هرندی منتشر شد، که کمتر کسی باور میکرد، ساعتی بعد خبر برکناری غلامحسین محسنی اژهای را نیز بشنود! این در حالی است که خبرگزاریها همزمان از برکناری باقری لنکرانی و جهرمی نیز خبرهایی منتشر کردهاند که صحت و سقم آنها هنوز به صورت رسمی تأیید نشده است. گمانهزنیهای اولیه صورت گرفته در مورد دلیل این تصمیم عجیب احمدینژاد به خبری منتهی میشود که هفته گذشته و در جریان جنجال صورت گرفته بر سر انتصاب اسفندیار رحیممشایی، به سمت معاون اولی احمدینژاد منتشر شد. بر اساس آن خبر، در جلسه چهارشنبه هیات دولت، اصرار احمدینژاد بر معاونت اولی مشایی با وجود دستور کتبی رهبرانقلاب، موجب درگیری لفظی وی با حسین صفارهرندی شد و وزیر ارشاد جلسه هیات دولت را ترک کرد. در ادامه این جلسه دکتر احمدینژاد به انتقاد از دخالت برخی مقامات در کار انتصاب اعضای دولت پرداخته که این اظهارات با واکنش تعدادی از وزرا مواجه شده و وزیر اطلاعات و وزیر کار نیز در اعتراض از جلسه هیات وزیران خارج میشوند.
نیویورکر : خبرنگار ایرانی در انتظار اوباما

مسیح علی نژاد
لورا سکور
ترجمه: بهنام. ش
خبرنگاران ایرانی نمی توانند از خطوط قرمز عبور کنند، آنها نمی توانند به رهبر بی حرمتی کنند، نمی توانند قرائت رسمی از اسلام را مورد سوال قرار دهند، یا در مورد برنامه اتمی کشور شک نشان دهند. و بر اساس نظر مسیح علینژاد یک خبرنگار سی و سه ساله خبرگزاری کار ایران که ستونی در روزنامه اعتماد ملی دارد، از انقلاب سال ١٣۵٧ خبرنگاران از مصاحبه با مقامهای آمریکایی منع شده اند. اعمال این قانون سخت نیست زیرا مقام رسمی آمریکایی در ایران نیستند- نه سفارتخانه ای و نه مستشاری- و بنابراین کسی که از او اجتناب شود در کشور نیست. اما پس از آن که در پاییز ١٣٨٧رییس جمهور ایران محمود احمدی نژاد با رسانه های آمریکایی در سفر نیویورک مصاحبه کرد، علی نژاد اصرار کرد که ببیند که چرا او نمی تواند با رییس جمهور آمریکا مصاحبه کند.
در سال ١٣٨۶ پس از آن که جرج بوش پیشنهاد رییس جمهور ایران را برای جلسه بدون سانسور رودررو رد کرد، علینژاد پیشنهاد کرد که با احمدی نژاد بنشیند و در ستون خودش نوشت: آقای احمدی نژاد، با من سخن بگو اگر جراتش را داری. احمدی نژاد هیچ گاه با او صحبت نکرد. علینژاد معروف شده است که در ١٣٨۴از پوشش خبر مجلس ایران منع شد، پس از آن که او حقوق معاونان عوامفریب مجلس را رسوا کرد که به دروغ مدعی بودند که حقوقشان کم شده. سال گذشته هم او مطلبی را منتشر کرد که در آن رفتار مردم را در طی سفرهای استانی احمدی نژاد به زمان تغذیه آکواریوم تشبیه کرد که اگر دلفینها به اندازه کافی گرسنه باشند، برای غذا می خوانند و می رقصند. پس او دستورهای دادگاهی دستگیری دریافت کرد.
خوشبختانه او برای مطالعه انگلیسی یکساله به آکسفور دعوت شده بود. او ویزای بریتانیا را یک فرصت طلایی یافت، نه برای فرار از ایران که برای بهترین موفقیت خبرنگاری. باراک اوباما مقام آمریکایی است که ملاقات با او ارزشش را دارد و به ریسک قانونیش می ارزد. مسیح در سخنرانیهای اوباما هوش سرشار، غرور سالم و شکوه یافته است. او همچنین انعکاس سخنان مارتین لوتر کینگ را در اوباما یافته است. و مثل خیلی از ایرانیانی که با آنها صحبت کرده ام، همگرایی افکارشان را با او در مورد مبارزه حقوق مدنی آمریکا یافته اند که به نظر می رسد که این موضوع موجب شد که اوباما در انتخابات برتر شود. اگر او خواسته بود که با یک ویزای آمریکا از تهران به واشنگتن پرواز کند، احتمالا در فرودگاه متوقف می شد. اما در لندن رژیم ایران نمی توانست که در مسیر او قرار بگیرد.
از آکسفورد، او نامه ای به مردی نوشت که تازه رییس جمهور ایالات متحده شده بود:
“با پذیرش شرکت در این مصاحبه، و با گفتگو با نماینده واقعی مردم ایران به جای دولت محافظه کار، شما اولین و مهمترین قدم را به سوی شکستن سدهای مصنوعی و سیاسی بین این دو ملت بزرگ برمی دارید”.
و او با ارزش ادامه داد:
“من هیچگاه ناامید نشده ام به “امیدی” که در ساختار سیاسی ایرانیان”تغییر” ممکن است. من امیدوارم که ما بتوانیم دموکراسی-مردمسالاری- صلحجو را به ایران بیاوریم به گونه ای که در آزادی زندگی و تنفس کنیم.
با کمال تعجب علی نژاد، او یک پاسخ سریع دریافت کرد. یک مقام سفارت آمریکا در لندن موافقت کرد که نامه را به واشنگتن بفرستد و او را برای یک جلسه به سفارت دعوت کرد. کارمند آمریکایی که او ملاقات کرد، پرونده ضخیمی داشت شامل همه مقالات دسترس به زبان انگلیسی در مورد او. اما رفتار “محترمانه” ای داشت. او گفت: “ما می دانیم شما که هستی. یک خانم استوار.”
سپس از علی نژاد برای معرفی نامه ای از روزنامه اش تقاضا کرد. اما او حتی در این مورد با سردبیرش صحبت نکرده بود. این کاری غیرقانونی و تکلیف غیرقابل قبولی بود. پس برادرش را به دفتر اعتمادملی فرستاد که به آنها اطمینان دهد که به گفته خودش “من مخالف ایران نیستم. اولین سوالم این بود که انتظار آن را ندارم که ایالات متحده یا هیچ کشور غربی دیگری دموکراسی را به ایران بیاورد، اما کلام قدرتمند شما تغییر است، پس مهمترین نشانه تغییر در مورد ایران چیست؟ ” در ١۶ مارس ٢٠٠٩،-٢٧ اسفند١٣٨٧- برگه ای به سفارت ایالات متحده فرستاده شد که تکلیف کاری یا ماموریت را تایید می کرد.
در فروردین ماه، علینژاد مطلع شد که ویزای آمریکایش صادر شده است. تصمیم گرفت که ابتدا به وطنش سفری بکند. در زمان ورود به تهران، گذرنامه اش توقیف شد و به مدت دو ساعت در مورد برنامه اش برای مصاحبه با اوباما بازجویی شد. برنامه سفر دوهفته ای تبدیل به دو ماه شد. در حالی که در ایران، او ایمیلی را دریافت کرد که او را برای پوشش اولین سخنرانی اوباما برای دنیای اسلام به قاهره دعوت می کرد که دعوت غیر معمولی برای یک خبرنگار رسانه ای ایران بود. او مرده رفتن بود اما گذرنامه اش هنوز در اختیار مسئولان ایران بود.
سپس در دوره فعالیتهای مربوط به انتخابات ٢٢ خرداد، یک روز که به خانه برگشت، ماشینش را تخریب شده یافت، در حالی که ضبط صوتش از در آن آویزان بود و کارت خبرنگاریش را خرد شده در زیر یکی از چرخها پیدا کرد. پیام را گرفت. زمان رفتن بود. گذرنامه اش را به موقع توانست بگیرد تا درست پیش از انتخابات ایران را ترک کند. به او از طریق سفارت گفته شد که اعتراضات در میهنش و پاسخ خشن حکومت امکان دیدار اوباما را پایین آورده است. او معترض بود: “این که گناه من نیست.” و در هر صورت او به آمریکا آمد.
اکنون او دو هفته در آمریکا است و ویزایش سه ماهه است. تا کنون به او پیشنهاد شده که با مقامهای رده پایین دولت جلسه داشته باشد. دیدگاه او این است کههنگامی که به ایران بازمی گردد، جلسه با هر مقام دیگری به جز پرزیدنت اوباما برای او خطرناکتر است . این بدان معنا نیست که او این کار را نخواهد کرد.
برای کاخ سفید اما چنین تقاضایی که در بهار یک فرصت به نظر می رسید، اکنون تبدیل به یک مشکل شده است. سرمایه اعتماد ملی متعلق به مهدی کروبی است، که همراه با میرحسین موسوی در انتخابات ٢٢ خرداد کاندیدای ریاست جمهوری بود. اما علینژاد کروبی را نمایندگی نمی کند و در مقابل، خود را نماینده ای می داند برای جامعه مدنی معترض و رشید ایران و گفتمان غیررسمی برای سیاست و جهان، و مبارزه نسلهایش برای آزادی بیان. او فراتر از همه اینها تعلق دارد به صنف مستقل خبرنگاران رسانه های ایران، که برای بقایشان مبارزه می کنند. چگونه پرزیدنت اوباما می تواند با خبرنگاری از یک روزنامه اصلاح طلب دیدار کند درست در زمانی که او نمی خواهد از هیچ سمت درگیری سیاسی ایران جانبداری نشان دهد؟ اما چطور می تواند مسیح را نپذیرد، زمانی که ایرانیان در حال دفاع از حقوق مدنیشان در خیابانها منتظر آن هستند که نشانه ای را ببینند که این استراتژی عدم جانبداری، مردم را شامل نمی شود؟
علی نژاد به من می گوید که راهکار او برای زندگی و کار در ایران، این است که هیچ چیزی را مخفی نگه نمی دارد. اگر رازی داشته باشی، دستگاه اطلاعاتی ایران پاره پاره ات می کند تا آن را دریابد. بنابراین او ترجیح می دهد که خوانندگان را از به روز شدن وبلاگ مشهورش مطلع کند و ٣۵٠٠ دوستش در فیس بوک در جریان هر حرکت او، از جمله تقلا و تلااشش برای تقاضای مصاحبه هستند. او از خوانندگانش تقاضا کرده که سوالهایی برای پرزیدنت اوباما بفرستند، و تا کنون بیش از سیصد سوال دریافت کرده است. از میان آنها، اولین آنها مساله دارترین برای رییس جمهور آمریکا است که نام او در فارسی معنایش این است که او با ماست: “آیا او با ماست؟
بیان دیدگاه